{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا سرد است

هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است

هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا..
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور
دیدگاه ها (۲)

بارانی که روزهابالای شهر ایستاده بودعاقبت بارید،تو بعد ِ سال...

بچه که بودم فکر می کردم مادرها مثل ساعت شنی هستندتمام که بشو...

دلم يك كوچه ميخواهدپر از بوى اقاقى هادلم يك پنجره.....يك انت...

برهنه ات میکنن که بهتر دیده شوی...غصه نخور گردوی کوچک.....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

آپدیت اینستاگرام برند Laneige با مصاحبه‌ای با جین :🐹💗●ترجمه‌...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت ۵۵

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

قسمت ۹(بخش اول)

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۰۷ | «یک سورپرایز کوچک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط