{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part32:

Part32:
ویو هاری:
بعد از اینکه کوک پ بیدار کردم و خوابیدیم دیگه بیدار نشدم و میشه گفت بهترین خواب رو داشتم از کل زندگیم هیچوقت انقدر راحت نخوابیده بودم ای کاش همیشه اینجوری بغل کوک میخوابیدم تو بغل کوک بودم سرم  روی سینه هاش بود و دستمم دور کمرش اونم از زیر لباسم بغلم کرده بود ارامش خیلی خوبی. داشتیم که مامانم  و مامان کوک اومدن صدامون کرد
! دخترم . دختر گلم
/فک کنم عروسم خستس
!دومادم ، پسرم
_ جانم ( تو همون حالت و با چشمای بسته و خواب آلود )
/ دیشب اتفاقی نیوفتاد
! صدایی نشنیدید یا کسی رو ندیدبد
کوک پاشد نشست رو تخت منم پاشدم
+ چیزی شده ( خواب آلود )
!دیشب صدا یا کسی رو ندیدید که مشکوک باشه
_ دیشب هاری بیدارم کرد گفت احساس میکنه یکی داره نگاهش میکنه و میترسید برارهمین پاشدم اتاق‌ و پنجره رو نگاه کردم کسی نبود برا همین پنجره رو بستم
+اتفاقی افتاده( نگران )
!خب راستش مثل اینکه دیشب دزد اومده بود خونمون
تا اینو گفت بدنم لرزید
+ یعنی چی ااان کجاس پیداش کردن
!مثله اینکه از سمت بالکن اتاق تو افتاده پایین و مرده
/فک کنم وقتی کوک رفت شمت پنجره. بالکن ترسیدخ و خودشو پرت کرده پایین
رنگم مثله. گچ سفید شده بود
!ما میریم به تهیونگ و لیاهم سر بزنیم
رفتن
_ عشقم حالت خوبه
+نه چطور خوب باشم کوک اگه بیدار نمیدشم و نمیفهمیدم یا بیدارت نمیکردم ممکن فوو بیاد و یه بلایی سرنون بیاره (اشفته و نگران و شکه )
کوک دستشو دور صورتم قاب کرد
_ششششش عشقم اروم باش اروم تموم شده فعلا. گذشت بیدار شدی منم بیدار کردی الان دیگه تموم شد همه چی
+ میخوام هوا بخورم
_ باشه اروم دست منو بگیر بریم حیاط
+ نه همنجا پایین نمیتونم بیام با این وضع
_ باشه اروم بیا
رفتیم دم بالکن درو باز کردم بوی بدی میومد پایین و نگاه کردم دیدم جنازه اش پایینه
+میشه بریم بیرون خونه ( اشک تو چشم ، بغض،شکه )
_ پایین و نگاه نکن باشه بیا بریم تو لباسمونو عوض کنیم
+ باشه
لباسمون و عوض کردیم و رفتیم پایین
دیدگاه ها (۲)

Part33:" اتفاقی افتاده _ هاری رفت بالکن فزارو مه دید حالش بد...

Part34: اومدم پیاده بشم که ماشینو قفل کرد _ بگیر مثل بچه‌ اد...

Part31:_ میدونی خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودم لحظه ای که ...

Part30:/ دختر نمیخواد زحمت بکشی الان دیگه پرایم بهتره بریم +...

part 30🍋‍🟩پرش به صبح//نامجون:طبق عادت همیشگیم صبح زود از خوا...

really love part⁴⁰موهاشو به‌هم ریختم که جونگکوک نگاهم کرد-چی...

(پارت ششم) to mal mani ویو الیزابت*داشتم غذا میخوردم که یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط