{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا

خدایا
ما را از لجن آفریدی یا از عشق؟

اگر ازعشق هستیم پس چرا پا به هرکجا می‌گذاریم
آنجا را به لجن می‌کشیم؟!

چرا آنقدر ذهن‌های ما خراب است؟
چرا هنوز یک نوستراداموس پیدا نشده است
که از پایانِ فرح‌بخشِ جهان که هیچ
از شروعِ فرح‌بخشِ جهان بگوید؟

"نتهای‌خارج_فرامرز فرحمهر"
دیدگاه ها (۲۳)

پیله‌های بسیاری دیده‌ام... آویزان از درختی، در جنگل‌های دور....

آتش و آدمترکیبی نامتجانس استمن از میان این آتشِ گُر گرفتهدر ...

بگذار زمین روی زمین بند نباشد... حافظ پیِ اعطایِ سمرقند نباش...

گفتم بدوم تا تو همه فــاصله‌ها را... تا زودتر از واقعه گویم ...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

پارت بیست‌ویکم [فصل اول] | اولین تحقیق 📖🌸صبح روز بعد...هوای ...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۵یک هفته از روز تست گ...

آشنایی با کتاب

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

پارت ۸۷ | «فاصله‌ای که درد داشت...»صبح روز بعد...هوای سئول ا...

{شیطان کش}[اخبار انیمه ای]°«ادامه قعله بی نهایت»(برای پارت ب...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ قسمت ۱۲‌آن سایه‌ی عظیم‌ال...

#فوری#فوق_محرمانه#اختصاصی_وحیدنیوز#ویژه#بسیارمهم#انتشار_برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط