{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم بدوم تا تو همه فــاصله‌ها را...

گفتم بدوم تا تو همه فــاصله‌ها را...
تا زودتر از واقعه گویم گــله‌ها را...

چون آیینه پیشِ تو نشستــم که ببینی...
در من اثرِ سخت‌ترین زلــزله‌ها را...

پرنقش‌تر از فرشِ دلم بــافته‌ای نیست...
از بس که گره زد به گره حــوصله‌ها را...

ما تلخیه نه گفتنمان را که چشیدیــم...
وقت است بنوشیم از این پس بــله‌ها را...

بگذار ببینیم بر این جــغدِ نشسته...
یک بارِ دگر پر زدنِ چــلچله‌ها را...

یک‌بار هم ای عشقِ من از عــقل میندیش...
بگذار که دل حل بکند مــسئله‌ها را.. .
دیدگاه ها (۹)

بگذار زمین روی زمین بند نباشد... حافظ پیِ اعطایِ سمرقند نباش...

خدایا ما را از لجن آفریدی یا از عشق؟اگر ازعشق هستیم پس چرا پ...

انتهای‌ِشک ‌اگر انکارباشد بهتراستهرخطایِ‌فاحشی ‌یک‌بارباشد ب...

ازفــکرِمن‌بــگذر خــیالت‌تــخت‌باشد... "مــن"مے‌تواند بےتوه...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بِدَوَم تا تو... همه ی فاصله ها را تا زود تر از واقع...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

گفتم: « بدوم تا تو همه فاصله ها را » تا زودتر از واقعه گويم ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط