{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART :¹⁵

PART :¹⁵

کوک : جیهوپ
با حرفم برگشت سمتم
کوک : چند سالته
هوپی : برادر بزرگتر داری ?!
کوک : خب . . . .(لبشو گاز میگیره) اون سالها پیش مرد
که جیهوپ لبخندی زد
جیهوپ : امسال چند ساله میشد اگه زنده بود ?!
کوک : 23
جیهوپ : خب پس میتونی منو جای داداشت حساب کنی
کوک : یعنی میتونم بهت بگم هیونگ ?!
جیهوپ : اره
کوک : میشه نری از تنهایی . . .
جیهوپ : میترسی
نپرسیده بود محکم اما با صدای یواش گفت
جیهوپ : پس بهتره ازم عقب نمونی
با ذوق دویدم سمتش
جیهوپ : کیوت خر (تو ذهنش)
کوکی : بریم دیگه
جیهوپ : اتفاق خاصی قرار نیست برامون بی افته
کوک : مهم نیست تو پیشمی دیگه نمیترسم

که با گفتن این جمله یکی از خاطراتم به یادم اومد



[فلش بک]


داداش کوک : اتفاقه خاصی قرار نیست بی افته
کوک : مهم نیست تو پیشمی هیونگ نیم
داداش کوک : افرین اگرم اتفاقی افتاد نترس باشه ?!
کوک : باشه (خنده خرگوشی)


[پایان فلش بک]

جیهوپ : اگرم افتاد نترس ، باشه ?!
انقدر شیبه هیونگ حرف میزد احساس میکردم دوباره زنده شده . . . حتی حالت چشماشم شبیه هیونگه . . .
با یاد اوری هیونگ بغض کردم که جیهوپ درجا متوجه شد . . .
جیهوپ : جاییت درد داره ?! اون عوضی که بهت دست نزد ?!
کوک : چیزی نیست (لبخند)
هوپی : چیز بدی به یادتت اومد
کوک : نه . . . اتفاقا بهترین اتفاق زندگیم یادم اومد
هوپی : پس چرا بغض کردی ?!
کوک : اخه اون دیگه پیشم نیست



ویو جیهوپ :

نکنه منظورش منم ?! نه بابا اصلا فکر نکنم صورتمو یادش باشه اخرین بار که دیدمش 6 سالش بود اصلا مطمئن نیستم این همونه یا نه . . . باید چیکار کنم ?! شاید اگه بگم بهش شک وارد شه . . . خاک بر سرت هوسوک عرضه دلداری دادنم نداری . . . که کوک دستمو گرفت
کوک : برای اینکه گم نشی میگیرمت
هوپی : به حرفاشون اهمیت نده ، اوکی ?!
کوک : اوهوم ( سرشو بالا پایین میکنه)
در باز کردم و کوک پشت سر خودم میبردم همه نگاه ها رومون بود . . . بردمش حیاط کسی نبود که با صدایی که شنیدم وایستادم . . .



..........................

..............
ادامه دارد
.................

..........................
دیدگاه ها (۰)

که با چیزی که شنیدم برگشتم عقب نگاه کردم . . . اره همون عوض...

🎀 بیبی کوچولوی من 🎀 پارت : هوپی : خب منم هیونگتم دیگه کوک : ...

پسره ماسک زده بود . . .* : حواست باشه چی میگی جولیت گیجولیت ...

PART :¹³نامجون : پس یعنی تو رو اینجوری گرفته بود کوک : هوم ن...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.13دکتر:به احتمال 99/9درصد...دیگه ب...

پارت ۱۴......................................

bts8

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶³ویو: اتوقتی برگشتم بالا، دیدم کو...

چند پارتی درخواستی

ددی خون آشام من

وقتی برادر ناتنیت بود.

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

خب بازم خیانت درخواستی چه علاقه ای به خیانت دارید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط