{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زجر آور

زجـر آور 𝒑𝒂𝒓𝒕:𝟑(𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕)

درست موقع رفتن
ناگهان صدایی آشنا به گوش رسید
درست همان صدایی که مانند نغمه ی فرشتگان به نظر می رسید
دلنشین تر از قهوه ی داغ در میان برف و سرما
همچنان زیبا بود. اما،تلخ تر از همیشه

«التماست می کنم، نرو!»

صدایش شکسته بود.
پشیمانی در چشمانش فریاد می زد
انگار می گفت: من هنوز به اندازه کافی تو رو تماشا نکردم! کجا میری؟

«فهمیدم بارداری»

«برای همین اینجایی؟ برای بچه؟»

چشمانش تیره شد..

«اول برای خودت!»

«جئون»

دستان سرد پسر روی گونه ی دخترک میلغزید. سرش را کمی کج کرد..

«قلب جئون!»

«همه چیز و سخت تر نکن.. منو به خود لعنتیت وابسته تر نکن...»

ولی جونگکوک.. انگار نمی شنید. دستانش را با ظرافت دور کمر دخترک حلقه کرد. لمسش به طرز شگفت آوری ملایم بود. کاملا در تضاد با احساساتش.

«هرکاری که بگی انجام میدم.. نرو ات!»

دخترک به چشمانش خیره شد

«هرکاری؟»

جئون پوزخند زد
«معلومه!»

دخترک به جونگکوک نگاه کرد

«چی شده پرنسس؟»

دختر ادای فکر کردن در آورد.
«بذار خودم اون عروسی رو خراب کنم..»

پوزخند روی لب های جونگکوک پهن تر شد

«چه شبی بشه امشب!
پس فکر کنم بهتره فقط پشت سرت حرکت کنم.
از این طرف پرنسس...»

_____

«الیسا نمیدونی اون شب مامانی چطور شیشه های تالار رو شکوند! واو! باورم نمیشه که سه سال گذشت..»

ات از توی آشپزخونه سعی کرد خنده ش رو مخفی کنه. با صدایی بلند اعتراض کرد:

«خوب کاری کردم!»

پسر درحالی که خنده سر میداد تائید کرد

«صد در صد! اصلا همونجا بود که دوباره مردم برات»

الیسا در حالی که با لبخند به بحث عاشقانه ی بین پدر و مادرش نگاه میکرد و تقریبا چیزی رو متوجه نمیشد؛ جونگکوک رو محکم تر بغل گرفت و چشماش رو بست

«جلوی بچه؟»

«مگه چه اشکالی داره؟ این خانوم کوچولو هم یکی مثل مادرش.. یه مافیای جسور!

ܢ݆ߺـߊ‌یߊ‌ܔ


شرایط:۴۰ لایک، ۱۰ کامنت

#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۴)

ܥ݆ࡅ߭ܥ‌‌ ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ܨ ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨ ܥ݆ܢܚ݅ܩߊ‌ܔ ࡅ߳و "𝑝𝑎𝑟𝑡:1"...

فردا ساعت ۸ عصر.. کافه»و بدون اینکه منتظر جواب دخترک باشد.. ...

زجـر آور part:2"مادرم، خاله و همینطور خود هانا موافقت کردن"ص...

چــنـد پـارتیـ؟! زجـر آور part:1سکوت فضا را پر کرده بود، سرم...

p:⁵م.ج:کشتیش پسر کم این دختر بیچاره رو اذیت کنجنگکوک بدون اه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط