{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام رو شنا بنویسم و تو هوای سرد پاهامو توی آب رها کنم

میخوام رو شنا بنویسم و تو هوای سرد پاهامو توی آب رها کنم، یخ بزنم و دیگه نتونم حرکت کنم، میخوام تا بهم بگی سرما می‌خوری، می‌خوام بگم آدمیزاد تو خیلی تنهایی، میخوام بیای و بگی نه آدمیزاد تو منو داری، میخوام بمیرم و دفن شم تو ساحل، میخوام بیای و بگی من اگه تو نباشی، چه فرقی دارم با جنازه‌‌ای که دریا پس انداخته، می‌خوام بگم آدمیزاد دیدی چجوری رفت؟ می‌خوام برگردی و بگی رفتن اشتباه بزرگی بود که با زندگیمون کردی. میخوام بگم یکی نبود همه بودن، می‌خوام برگردی و بگی گور بابای همه و همه نبودن یکی بود، یکی هست، یکی همیشه اینجاست، می‌خوام بگم همش دروغ بود و می‌خوام بیای و هیچی نگی، می‌خوام بگم یه بغل بزرگ آدمیزاد، انقد بمونیم تو بغل هم تا بمیریم، می‌خوام بگم دلم تنگه تنگه تنگ تنگ .

محی
دیدگاه ها (۰)

یه روزایی بود همین چند سال پیش با چنگ و دندون داشتی خودمو می...

موج زد و درد هارا در ساحل رها کرد، دردها یک به یک دنبال صاحب...

میدونی من فکر میکردم اون گل فروشه که هر روز دم در با لبخند م...

یه روز شاید چمدونم و برداشتم و رفتم، میدونی باید خیلی دوستت ...

آپدیت ویورس نامجونی💞حالتون چطوره؟این روزا سلام گفتن سخت شدهر...

P. 14

عشق و نفرت Part 2ویو یونگی : به حرف هاشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط