تو پادشاه منی
تو پادشاه منی
پارت ¹⁰
راوی:
هواجین: سرورم شما قول دادید ؟
جیمین: چه قولی ؟پس چرا من یادم نمیاد .هواجین اینو یادت باشه که من هر چی باشه نباشه شوهر تم باید تکمینم کنی .
هواجین: سرورم شما همیشه با بانو لیا هستید .
جیمین: میدونی من دوست دارم باتو هم باشم پشت سرمون حرف در میارن اینو یادت باشه .
هواجین: یعنی چی ؟
جیمین: اینو یادت باشه که قصر پر از شایعه است اگه حامله بشی و خدمتکار ها برات شایعه در میارن که وقتی من یک شب پیشت نبودم چطور حامله شدی اینو بفهم هم برای اعتبار من بده هم تو رو میکشن من اینو دوست ندارم
هواجین: آخه ملکه ناراحت میشن من مهم نیستم ولی بازم اعتبار شما مهمه . پس باشه .
جیمین میخواست که اون هم راضی باشه .
پس آروم میز رو کنار گذاشت و کمر هواجین و گرفت و جلو کشید .
اگه میخوای بعدی رو بخونی اون قلب بد بختو که سفیده قرمز کن ک بعد برو کامنت ها ادامه بخونه
پارت ¹⁰
راوی:
هواجین: سرورم شما قول دادید ؟
جیمین: چه قولی ؟پس چرا من یادم نمیاد .هواجین اینو یادت باشه که من هر چی باشه نباشه شوهر تم باید تکمینم کنی .
هواجین: سرورم شما همیشه با بانو لیا هستید .
جیمین: میدونی من دوست دارم باتو هم باشم پشت سرمون حرف در میارن اینو یادت باشه .
هواجین: یعنی چی ؟
جیمین: اینو یادت باشه که قصر پر از شایعه است اگه حامله بشی و خدمتکار ها برات شایعه در میارن که وقتی من یک شب پیشت نبودم چطور حامله شدی اینو بفهم هم برای اعتبار من بده هم تو رو میکشن من اینو دوست ندارم
هواجین: آخه ملکه ناراحت میشن من مهم نیستم ولی بازم اعتبار شما مهمه . پس باشه .
جیمین میخواست که اون هم راضی باشه .
پس آروم میز رو کنار گذاشت و کمر هواجین و گرفت و جلو کشید .
اگه میخوای بعدی رو بخونی اون قلب بد بختو که سفیده قرمز کن ک بعد برو کامنت ها ادامه بخونه
- ۸.۸k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط