{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ می گفت:

مادربزرگ می گفت:
قلبت که بی نظم زد
از همیشه عاشق تری...
اشکت که بی اختیار ریخت
از همیشه دلتنگ تری...
شبت که با درد گذشت
فکرت از همیشه درگیرتر ست...
دیدگاه ها (۷)

عاشق این آهنگم،هر چه قدر گوش کنم خسته نمیشم... ﺑﻪ ﻃﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﯾﺎ...

ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﺧﻂﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺧﻄﻰ ﻧﺎﻣﺮﺗﺐ ﺩﺍﺭﻧﺪ :ﺍﺣﺘﻤ...

ﻣﺘﻦ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺳﺮﻣﺪﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖﻣﯽ ﮔﯽ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺢ ﺗ...

سلام به همه دوستای گلم.تو این شب عزیز و دمه اذانی،موقع دعا و...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

p13

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

پارت پنجم | اولین قرارجمعه عصر...هوای سئول خنک و دل‌نشین بود...

🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻᒽدرخواستیᒻژانر: عاشقانه • دوست صمی...

𝒫𝒶𝓇𝓉8عقد با رئیس مافیا ات بدون توجه به فریاد نگهبان‌ها از پل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط