{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*³¹

نشسته بودم رو صندلی داشتم غذا میخوردم
دیا: بلند شو
ا.ت: چرا
دیا: اینجا جای منه
ا.ت: ببخشید ولی اسمی من روش نمیبینم
دیا:تو یه منشی ساده ای پررو بازی هم در میاری
ا.ت: من قصد هیچ بی احترامی نداشتم
دیا:جای منشیا اینجا نیست
کوک: دیا
دیا: جانم
کوک: ا.ت راس میگه اینجا ماله همه ست و هیچکس جای خاصی نداره هرکی هرجا نشست
دیا: ولی همه میدونن من اینجا میشینم
کوک: من دیگه بهت چیزی نمیگم
جونگکوک اومد نزدیک من دستمو گرفت
رفتیم رو یه میز دو نفره
کوک: بیا اینجا بشین کاری به کارشون نداشته باش
و بعد خودش روبروم نشست
کوک: چرا نمیخوری
ا.ت:..
کوک: چرا داری نگام میکنی
ا.ت: اقای رئیس
کوک: وقتی پیش همیم دیگه به من نگو اقای رئیس بگو جونگکوک
ا.ت: ببخشید
کوک: راحت باش خب چیزی میخواستی بگی
ا.ت: ها نه
کوک: غذاتو بخور
ا.ت: باشه

شب
داشتم از شرکت برمیگشتم یه ماشین اومد جلوم
تهیونگ: سوارشو ا.ت
ا.ت: تهیونگ تویی
تهیونگ: اره خودمم
رفتم سوار شدم
تهیونگ: مامانت و بابات خونه ما هستن اومدم دنباله تو
ا.ت: از کجا فهمیدی من اینجام
تهیونگ: از رانندت پرسیدم خب بریم
ا.ت: اره

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kookpart*³²دو ساعت بعدم: ا.تا.ت: بله م: ما میخوایم بریم...

fake kookpart*³³داشتیم فیلم میدیدیم ولی ذهنم فقط سمت جونگکوک...

fake kookpart*³⁰و پنجره هارو بستمکوک: چیکار میکنی ا.ت: خودم ...

fake kookpart*²⁹رفتم پیش مامانم واقعیم گفتن مامان خیلی برام ...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط