{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..
لب های ترک خورده و چشمان ترم را..
حاجت به رها کردنم از کنج قفس نیست..
ای قیچی تقدیر، مچین بال و پرم را..
تنها شدم آن قدر که انگار، نه انگار..
با آینه آراسته ام دور و برم را..
فردا چه طلب می کند آن "یار" که دیروز..
"دل" برده و امروز، طلب کرده "سرم" را..
"من" ماهی دریایم و دل تنگم از این، تُنگ..
ای مرگ! به تعویق، میفکن سفرم را..
دیدگاه ها (۴)

با قلم موی دلم ، بر بوم آهو می کشممن برای آفتاب از چشمت الگو...

باز دلتنگ توأم ، میل بیابان دارم ...امشب اندازه ی صحرای تو ،...

شبتون اروممممممممممممم

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز دلم بی تاب چشمت شد ه...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب‌های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب‌های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط