{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلت از سن و سالت میگیرد !

گاهی دلت از سن و سالت میگیرد !
میخواهی کودک باشی ؛
کوک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه میبرد و آسوده اشک میریزد
بزرگ که باشی ؛ باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی . . .
دیدگاه ها (۱)

خیابان چقدر سبز شده است از روزی که مرا کاشت و با دیگری رفت....

هزاران دستـــــــم به سویم دراز شود !!! پــــــــس خواهم زد...

عشق همان چیزی ست که دو نفر را وسط یک نیمکت می نشاند حتّی اگ...

بعضی حرف ها را “نباید زد” بعضی حرف ها را “نباید خورد” بیچا...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

𓍢ִ໋🌿͙֒بزرگ‌تر اگر بلد نباشه بزرگ‌تری کنه،کوچک‌ترها یا با هم ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

شاگرد لوس منپارت 22ته: اخ جوجه اینجوری ادامه بدی از دست میرم...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط