خـــوابم مـــیاد... خســـته ام...سرم درد میکند..."
خـــوابم مـــیاد... خســـته ام...سرم درد میکند..."
من زود باور هـــم باور میـــکردم چون با تمام وجـــود باورش داشتم:
" اســـتراحت کن گـــل من... مزاحـــم نمیـــشم...فردا میچتیم..."
رفت که اســـتراحت کـــند...
ولی استراحتش چت کردن با عشق جدیدش بود...
دیگه سر دردش را او آرام میکند...
رفـــت که رفـــت که رفـــت....
رفت که چت کند با عشق جدیدش...
و من ماندم و یک دنیا سردرد بدون آرامش...
و پیام هایی که دیگر read نشد...
من زود باور هـــم باور میـــکردم چون با تمام وجـــود باورش داشتم:
" اســـتراحت کن گـــل من... مزاحـــم نمیـــشم...فردا میچتیم..."
رفت که اســـتراحت کـــند...
ولی استراحتش چت کردن با عشق جدیدش بود...
دیگه سر دردش را او آرام میکند...
رفـــت که رفـــت که رفـــت....
رفت که چت کند با عشق جدیدش...
و من ماندم و یک دنیا سردرد بدون آرامش...
و پیام هایی که دیگر read نشد...
- ۴۱۲
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط