{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروانه ات مي شوم 

پروانه ات مي شوم 
روي شانه ات مي نيشنيم 
روي گونه ات 
وگاهي روي لبهايت
توشمعم مي شوي
فقط مي سوزاني
قلبم را 
چشمم را 
وهميشه هستيم را 

دیدگاه ها (۲)

واَلّفَ بينَ قلوبِهم {و میان دل های آن ها الفت داد}لو اَنفقت...

يَخرُج مِن بطونها شرابٌ مختلفٌ اَلوانُه  {از شكم هاى آن ها ش...

زنی نشسته در پشت پنجرهبغض تنهایی گره خورده در گلویشدر انتظار...

بارون داره میاد و من عاشق هوای ابری و بارونی هستم چون مثل دل...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

پرسه در جنگل... ظهر...ات با کلی ذوق مشغول آشپزی بود.پیش‌بند ...

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

پارت چهارم | چیزی که نباید می‌فهمیدصبح با سکوت سنگینی شروع ش...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط