{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل، ماهی خسته‌ای که در تور افتاد

دل، ماهی خسته‌ای که در تور افتاد

در چاله عجب نیست اگر کور افتاد

از عشق چه خیر غیر ناکامی دید؟

بر چاک چه جز وصله‌ی ناجور افتاد؟

از اصل خودش دور شد و بالا رفت

این بود که فواره‌ی مغرور افتاد

بسیار به غیر او دلم شد نزدیک

تا از غم عشق او کمی دور افتاد

بسیار به صخره‌ها سرش را دریا

کوبید بیفتد از سرش شور، افتاد؟

من با غم او از خود او دوست‌ترم

او با غم من از خود من دور افتاد!

با اینهمه راضی‌ست نشابوری که

از چنگ مغول به چنگ تیمور افتاد
دیدگاه ها (۱)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁷روزِ ...

دل، ماهی خسته‌ای که در تور افتاددر چاله عجب نیست اگر کور اف...

چمدان دست تو بود و دل من شور افتادبین عشق من و تو قرعه ی ناج...

#ای_نفس_گیر_ترین_حادثه_فصــل_خــــزان_من_به #اسمت_برسم_سخت_ن...

دریا نشدم تا دلِ تَنگم بزند شور مردابم و از ماهی و مرغابی و ...

با حسرتی بر دوش از تو دور خواهم شدیعنی برای ترک تو مجبور خوا...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشمب...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم...

طاقت ندارم از نگاهت دور باشمیا پیش هم باشیم و من مجبور باشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط