{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم در خیابان راه میرفتم

داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی
بلندِ ‌موزیک‌اش
مرا از کنارِ خیابان گرفت
و پرت کرد توی خاطرات!
یادم آمد
چقدر ندارمت...
به گمانم
آن ماشین عاشق آزاری داشت
راه می‌افتاد در خیابان‌ها 
و دلتنگی پخش میکرد !
دیدگاه ها (۲)

RESPECT OR DIE : پارت اول | ورود به تاریکیساعت از نیمه‌شب گذ...

این مومنت کیوت نامجون و تهیونگ توی روز دوم کنسرت در رادرفورد...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀𓆩 پــارت هــشــتــم 𓆪 🖤🥀ماشین سیاه آرام‌آرام نزدیک...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p44پرده زیر دستش کمی تکون خورد.صدای خیلی ...

داستان عاشقانه جدید

LESSON

سرنوشت(ویو رایا)داشتم از پله‌ها میرفتم بالا که یهو یادم افتا...

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط