در اسکاتلند، پسری به نام جانی متولد شد که مادرش را خیلی د
در اسکاتلند، پسری به نام جانی متولد شد که مادرش را خیلی دوست داشت... اما او وقتی تنها هشت سالش بود مادرش را از دست دادآرزوی مادرش بود دکتر بشه... او بزرگ شد و پزشک ماهری شد. روزی داشت به مطب خود می رفت با خود گفت: ای مادر اگر تو اینجا بودی،
چشم هایش را بست که به یاد مادرش بیفتد که ناگهان
.
.
.
.
.
.
.
.
رفت زیر هیجده چرخ :|
.
.
خواهشا هنگام عبور از خیابون چشماتونو باز کنید!باتشکر
چشم هایش را بست که به یاد مادرش بیفتد که ناگهان
.
.
.
.
.
.
.
.
رفت زیر هیجده چرخ :|
.
.
خواهشا هنگام عبور از خیابون چشماتونو باز کنید!باتشکر
- ۴۵۶
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط