{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلماتم را

کلماتم را

در جوی سحـــر می‌شویم
لحظه‌هایـــم را
در روشـــنی باران‌ها
تا برای تـــو شعری بســـرایم،

روشـــن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابــهام
سخنـانم را
در حضـــور باد

این سالک دشت و هامـــون
با تــــو بی‌پرده بگــــویم
که تــــو را

دوســــت می‌دارم تا مرز جنــــون
دیدگاه ها (۵)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

عاشقانه های شبنم

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط