{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیخی با مریدان در جمعی نشسته بودند. گروهی آبی و گروهی قرم

شیخی با مریدان در جمعی نشسته بودند. گروهی آبی و گروهی قرمز، ناگهان باد تندی وزیدن گرفت و تمام آبی ها را با خود برد. قرمزها ذوق زده گفتند :یا شیخ این چه حکمت است؟
شیخ بگفتا :شما چون سوراخ بودید باد از شما رد شد!
آبی ها پرچما بالا:))
دیدگاه ها (۴)

رو ب تو سجده میکنم دری ب کعبه باز نیستبس ک طواف کردمت مرا ب ...

فکر کن دخترا برن جبهه: لیلا اون پسره رو بکش،نه خشگله گناه دا...

بچه ها محرم نزدیکه بیاید واسه ی دقیقه هم شده ب خودمون بیایم ...

اگر دختری رو سوار کردید جای شماره به او امنیت بدهید او را به...

My Arirang Part 3

The Boy Who Stole Me From DeathPart 2سه روز گذشته بود.سه روز...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

پارت هفتم | قلدری یا محافظت؟لیانا با لباس لک‌شده از سلف بیرو...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۶

خانوم مدیرعاملپارت ۱۸ | حرفی که بالاخره گفته شدصبح روز بعد، ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

پارت هفتمشینیچیرو سر سفره شما نشسته بود و سرشو آورد بالا و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط