{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک

#فیک
#نوازش_باد
Part³²
بعد از نیم ساعت صبر کردن صدام کردن ک رفتم پیششون و برگه ی ازمایش و گرفتم
!مبارک باشه عزیزم
+چ.چی؟
!شما بارداری
+واقعا؟(ذوق)


خوشحالم ازین خوشحالم ک جیمین دیگه دست روم بلند نمی کنه
ازین ک جیمین ازین به بعد با من رابطه اش خوب میشه
ازین به بعد جیمین حوامو بیشتر داره
فقط کافیه بهش بگم
بگم ک حامله ام


بازگشتتتت

خنده ام گرفت از تصوارت گذشته ام
ازین ک از جیمین حامله شده بودم خوشحال بودم؟
ازین ک تو روزی ک برای هر دختری آرزوعه بهم تجاوز شده بود خوشحال بودم؟
خوشحال بودم ک روم دست بلند کرده بود؟
شاید فقط برای این چیزی نمی.گفتم چون دوستش دارم چون خوشحالم بعد از ۵ سال بهم دست زده
دوباره لباش روی لبام بوده!


چ احمقی بودم و هستم من!
بلند شدم و به سمت حموم کشان کشان رفتم
و با خودم اهنگ مورد علاقمو خوندم

I'm so sorry but it's fake love
Fake love

و با هر بیتی ک میگفتم گریم شدت میگرفت
بعد از ۲۰ مین اومدم بیرون و لباسامو پوشیدم

خودمو تو اینه نگاه کردم
چقد عوض شدم
زیر چشمام گود افتاده
یکمم صورتم پف کرده
چشمام هم از شدت گریه قرمز شده بود

رفتم بیرون ک خاله اومد سمتم
دیدگاه ها (۱۴)

#فیک #نوازش_باد Part³³×عزیزم حالت خوبه؟+اوهوم×آقا گفتن حواسم...

#فیک #نوازش_باد Part³⁴دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم همه چیزو ...

#فیک #نوازش_باد Part³¹جیمین رفت و منو با ی عالمه غم و سوال ت...

#فیک #نوازش_باد Part³⁰_تو..تو الکی میگی!غیر ممکنهدردش بد بود...

نام فیک:عشق مخفیPart:16ویو ات*بعد از قطع کردن تلفن مادرم بهم...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۹تمام قدرتم رو جمع کردم و با...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۰۷ امضاي خودشه.. اصلا نمیتونس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط