{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زوجی بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد، آرزویی کرد و یک

زوجی بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد، آرزویی کرد و یک سکه به داخل چاه انداخت. زن هم تصمیم گرفت آرزویی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان به داخل چاه پرت شد.
مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: "این چاه واقعا کار می کنه
دیدگاه ها (۱۳)

.

دلواپسم.....اسمان دورودورتر و خورشید ...

ماه من ؛غصه چرا؟؟؟؟؟تومرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خ...

از پرنده در آسمان پرسيدند؟آيا ترس به زمين افتادن را نداری؟پر...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا با چشم‌های ...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_95اهورا شراب به دست خیره چشم...

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

پارت ۲۷ 🖤به انبار قدیمی رسیدیم. هوا تاریک بود و صدای باد از ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 106✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط