{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند بزن ، تا دلم از درد نپوسد

لبخند بزن ، تا دلم از درد نپوسد

تا قلبِ من از غصه یِ نامرد نپوسد

همراهِ دلم باش که با گردش ِایام

در حمله ی ِصدها غمِ ولگرد نپوسد

با گرمیِ لبخندِ تو احساسِ سپیدم

در فصلِ پر از دغدغه یِ سرد نپوسد

جان در تنِ من با هنرِ نام ِتو ای عشق

تا روزِابد « بی برو برگرد » نپوسد

باشد که تو از خاطر ِمن دور نمانی...

تا ذهنِ من از فاصله یِ زرد نپوسد
دیدگاه ها (۱۰)

یک تبسم یک صدا فرمان عشقیک ترانه یک نفس جریان عشقیک غریبه سر...

.

در حضور خارها هم می شود یک یاس بوددر هیاهوی مترسک ها پر از ا...

خدایا ....قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نی...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

راز خون پارت هفتم

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط