{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاغا امروز داروخونه بودم یهو یه پسر ۱۵، ۱۶ ساله اومد گفت

عاغا امروز داروخونه بودم یهو یه پسر ۱۵، ۱۶ ساله اومد گفت آقا من ابروهامو هاشور زدم یکم ریزش پیدا کرده یه مدادی بدین به ابروهام بیاد:||||


ی ماه سکوت لدفن:-/
دیدگاه ها (۴)

بهههله^_^

برو پایین ↓..........................................علی یار...

عشقاااااای من♡_♡

عیدتوووووون مبااااااااااااارکاخرین نفریم ک تبریک گفتم^__^چیک...

پارت ۱ساعت ۸ و ۱۷ دقیقه عصر_جونگکوک:نشسته بودم تو گیم نت و ا...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

Part ¹با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم، لباس عروس هنوز تنم ب...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۶چند ماه بعدیوناباورم نمی‌شدفقط چن...

کپشن

ستاره ی من(پارت۵)

پارت ۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط