من اورا دوست میدارم....
من اورا دوست میدارم....
صدایش را،نگاهش را،کنارگل نشستنهای اورا دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
و حتی نوگل لبهای سرخش را به هنگام سلامی سرد که دل را در خود سخت میفشارد، دوست میدارم.
من او را دوست میدارم....
تک گل سرخی که روزی داد بر دستم
من او را دوست میدارم....
قطره اشکی را که با او زیر باران ریختم
من او را دوست میدارم....
تمام خاطراتی را که با او داشتم
من او را دوست میدارم....
همه بشکستههای توبهام را دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
تمام لحظههای زندگی را با وجود بودن او دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
همان یار قدیمی را
ولی او را نمیدانم
نمیدانم.......
بیتا محمودی
صدایش را،نگاهش را،کنارگل نشستنهای اورا دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
و حتی نوگل لبهای سرخش را به هنگام سلامی سرد که دل را در خود سخت میفشارد، دوست میدارم.
من او را دوست میدارم....
تک گل سرخی که روزی داد بر دستم
من او را دوست میدارم....
قطره اشکی را که با او زیر باران ریختم
من او را دوست میدارم....
تمام خاطراتی را که با او داشتم
من او را دوست میدارم....
همه بشکستههای توبهام را دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
تمام لحظههای زندگی را با وجود بودن او دوست میدارم
من او را دوست میدارم....
همان یار قدیمی را
ولی او را نمیدانم
نمیدانم.......
بیتا محمودی
- ۲۷۸
- ۲۴ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط