{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من- مامان من باید برم بیرون نیاز به هوای تازه دارم. میخوا

من- مامان من باید برم بیرون نیاز به هوای تازه دارم. میخوام قدم بزنم

مامانم- باشه برو ولی به اون هوای تازه بگو دو ساعت دیگه برگردونتت

چرا خدایا اینا رو انقدر باهوش خلق کردی آخه؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

چند پارتی (درخواستی)

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

Part 1از دید میزوکی هیوتاشی تاحالا شدهصبح، ساعت 6 صبح، با خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط