{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✅مامانم بابامو صدا زد که درشیشه سس رو باز کنه

✅مامانم بابامو صدا زد که درشیشه سس رو باز کنه
پدرم بعد از کلی کلنجار نتونست
منم خیلی راحت درش رو باز کردم و گفتم: اینم کاری داشت ؟؟
پدرم لبخندی زد و گفت:
یادته وقتی بچه بودی من در شیشه رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه؟
بدجوری بغض گلمو گرفت...

✅سلامتی همه باباها

و اما...

✅به سلامتی همه مامانایی که هر وقت صداشون کنیم
میگن: جانم!
و هر وقت صدامون می کنن، میگیم: چیه؟ ها...؟
✅به سلامتی مادرایی ک می تونن تا 10 تا فرزندشون نگهداری کنن اما 10 فرزند نمی تونن از یک مادرنگهداری کنن!

✅به سلامتی مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاد بچه هاشون دادن ،
ولی تو پیری
بچه هاشون خجالت میکشن
ویلچرشون رو هل بدن!


✅به سلامتی مادرا که وقتی غذا سرسفره کم میاد ،اولین کسی که از اون غذا دوست نداره خودشه!


✅به سلامتی مادر چون اگه خورشید نباشه می شه گذرون کرد اما بدون حضور مادر زندگی یه لحظه هم معنی نداره!


✅به سلامتی مادر تنها کسی که وقتی شکمشو لگد می زدم از شدت شوق می خندید!
✅به سلامتی مادر که دیوارش از همه کوتاه تره
مادرم دوستت دارم

دیدگاه ها (۹)

morning bitter 🌅ادامه یport 14! سریو :اون الان چهارم وبه ان...

اینم از بچه آیکو 🥀تازه بیوگرافی هم ازش زدم🗣_____________بیوگ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p52در همین حال نینا و لیا توی باغ قدم می‌...

اورلورا

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط