{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ...........

من که نشد تا آخر همسفر تو باشم ...........


وقتی که اون نگاهت ،، عشق و با من شروع کرد


انگار که تو قلب من ،، فاجعه ای طلوع کرد


من و تو با هم شدیم ،، مثل دو تا پرنده


همیشه فکرم این بود ،، گذشتن و پریدن ،، رفتن تا آخر راه


به حادثه رسیدن ،، نگاه من به قله ،، به اوج آسمون بود


پریدن از رو زمین ،، سفر به کهکشون بود


از اون زمون تا امروز ،، ببین چی مونده از من


نمونده حرفی باقی ،، کم شد این من از من


ببین که من چه آسون به پای تو شکستم


به این دل دیوونه راه گریز و بستم ،، توان رفتنم نیست


من دیگه موندگارم ،، قلب شکسته من ،، پیش تو یادگارم


ببین که من چه آسون تو این سفر شکستم


در اوج پرواز عشق ،، رو خاک غم نشستم


من که نشد تا آخر همسفر تو باشم


سفر به تو سلامت ،، نشد که با تو باشم


حالا تو این نیمه راه ، منم که جا می مونم


وقتی گذشتی از من شعر وداع می خونم
دیدگاه ها (۳)

اگه یه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اولیش منم. ا...

محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی و دستهای خودت خیس نش...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

تقدیم به همه دوستام که تو دنیای مجازی تنهام نذاشتن دوست مج...

دوباره داغ روح الله عجمیان، آرمان علیوردی زنده شد...💔🥲#شهیدر...

ادامه پارت ۳۴

#کپشن

پارت ۶۴

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

My lovely neighbor part : 56

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط