{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز

امروز
شعرم را دار زدم
قلمم را حبس کردم
و در جوهر وجدانم
 نیستی کاشتم
امروز
میان انگشتان چپم
نگاره های جنون
موج میزند
وشعر را
میان تبعید یک شاعر
مشت مشت می بلعد
امروز شعر
میان واژه های سکوت
 گم می شود
و
گاهی
 شاعری تنها مرگ می شود ...!
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

p29

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

امروز شعرم را دار زدمقلمم را حبس کردم و در جوهر وجدانم نیستی...

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌امراوی قصه‌ی دلتنگی و هجران شده...

عاشقانه

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌امراوی قصه‌ی دلتنگی و هجران شده...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط