گفتم مستی را اضافه کن
گفتم مستی را اضافه کن
اگر این بیماری نبود
نیمی از ایران به نامم بود و بلند خندیدم...
پرسید برای معالجه چه کردی؟
گفتم
روزهای اول که مدام پیگیر معالجه بودم گفتن دلیلش مشخص نیست
در نهایت متخصصی در تهران گفت که میگرن حاد و نادری است که به فلج شدن اندام منتهی میشود
دارو تاثیر نداشت و هر شب تشنج داشتم ...
تا اینکه نسخه از عالم دیگر رسید از عوالمی که هر کسی به آن اعتقاد ندارد ولی من با همه وجودم دیده و باور دارم و از آن شفا گرفتم . گفتم این بیماری باعث یقین پیداکنم که دنیاها و فضاهای و سیگنال ها و فرکانس ها و موجودات بسیار زیادی هستند که ما قدرت دیدن شنیدن و درک آنها را نداریم
مادمازل گفت
با دلیل باریاضی و فیزیک ثابت کن من از خرافات و خیال پردازی متنفرم . چیزی را باور دارم که می بینم و میشنوم و لمس و حس میکنم
گفتم خانوم اروریان
(اخم کرد و گفت موسیو منظورت را ازین بی مزه گی ... نوآندرستن .... چرا اداب معاشرت را .... وری بد ....گفتم آناجان...
از خجالت سرخ شدم و فرقت را مناسب دانستم و خودم را لوس کردم . باور کن پیشانیم را بر روی شانه اش گذاشتم و گفتم اکسیوزمی ... منظوری نداشتم . تکرار نمیشود . باور میکنی آناهیتا ان انگشتان خود را در میان موهای سرم فرو بردو گفت نوپروم بل ... وری نایس ...و دستش را روی گردنم گذاشت و اجازه نداد سرم را بلند کنم و گفت جریمه ات در همین حال بحث را ادامه بده . امید وارم منظورت جهان موازی نباشد .
وای نمیدانی چه لذت و کیف مگویی بود باور کن فکر میکردم خوابم و میترسبدم بیدار شوم .... با اشتیاق تمام خودم را لوس کردم و گفتم امر امر فخرالرمان تاج الملوک علیامخدره بانو آناهیتا اله معبد میترا بود و هست و باشد ... بلند خندید و با با انگشتانش یکی از رگ های گردنم را به حالت ماساژ به بازی گرفت
میدانی که تمام سیگنالهای مغز دران نقطه ترافیک عجیبی دارند ....
هی .... امان از زخم های روح ....
گفتم خرافات و وهم نیست امروز فیزیک ثابت کرده بسیاری از سیگنالهای صوتی از استانه صوتی ما بالاتر و پایین تر هستند و ما قادر به در ک آنها نیستیم
مادمازل گفت بله حیواناتی پانند سگسانان یا گربه سانان و پرنده ها انها را به راحتی دریافت میکنند ولی در مورد موجودات چه میگویی ؟؟یعنی هستند و ما نمیبینیم
گفتم صد در صد
اگر تصویر حرکت وسایل نقلیه را تتند کنی ما قادر به دیدن نیستیم سرعت زیاد انها ما را از دیدن ها محروم میکند ....یعنی موجوداتی در اطراف ما یعنی همین سالن هستند که ما قادر به دیدن انها نیستم به خاطر سرعت بسیارزیادشان در حرکت و دیگر انکه مفهوم زمان دروغی است که ساعت ها میگویند....
مادمازل صورتم را به طرف سینه اش کشید و به سینه اش فشار داد و گفت
خواهش میکنم مرا نترسان . من از کودکی ..
پایان ۲۸
اگر این بیماری نبود
نیمی از ایران به نامم بود و بلند خندیدم...
پرسید برای معالجه چه کردی؟
گفتم
روزهای اول که مدام پیگیر معالجه بودم گفتن دلیلش مشخص نیست
در نهایت متخصصی در تهران گفت که میگرن حاد و نادری است که به فلج شدن اندام منتهی میشود
دارو تاثیر نداشت و هر شب تشنج داشتم ...
تا اینکه نسخه از عالم دیگر رسید از عوالمی که هر کسی به آن اعتقاد ندارد ولی من با همه وجودم دیده و باور دارم و از آن شفا گرفتم . گفتم این بیماری باعث یقین پیداکنم که دنیاها و فضاهای و سیگنال ها و فرکانس ها و موجودات بسیار زیادی هستند که ما قدرت دیدن شنیدن و درک آنها را نداریم
مادمازل گفت
با دلیل باریاضی و فیزیک ثابت کن من از خرافات و خیال پردازی متنفرم . چیزی را باور دارم که می بینم و میشنوم و لمس و حس میکنم
گفتم خانوم اروریان
(اخم کرد و گفت موسیو منظورت را ازین بی مزه گی ... نوآندرستن .... چرا اداب معاشرت را .... وری بد ....گفتم آناجان...
از خجالت سرخ شدم و فرقت را مناسب دانستم و خودم را لوس کردم . باور کن پیشانیم را بر روی شانه اش گذاشتم و گفتم اکسیوزمی ... منظوری نداشتم . تکرار نمیشود . باور میکنی آناهیتا ان انگشتان خود را در میان موهای سرم فرو بردو گفت نوپروم بل ... وری نایس ...و دستش را روی گردنم گذاشت و اجازه نداد سرم را بلند کنم و گفت جریمه ات در همین حال بحث را ادامه بده . امید وارم منظورت جهان موازی نباشد .
وای نمیدانی چه لذت و کیف مگویی بود باور کن فکر میکردم خوابم و میترسبدم بیدار شوم .... با اشتیاق تمام خودم را لوس کردم و گفتم امر امر فخرالرمان تاج الملوک علیامخدره بانو آناهیتا اله معبد میترا بود و هست و باشد ... بلند خندید و با با انگشتانش یکی از رگ های گردنم را به حالت ماساژ به بازی گرفت
میدانی که تمام سیگنالهای مغز دران نقطه ترافیک عجیبی دارند ....
هی .... امان از زخم های روح ....
گفتم خرافات و وهم نیست امروز فیزیک ثابت کرده بسیاری از سیگنالهای صوتی از استانه صوتی ما بالاتر و پایین تر هستند و ما قادر به در ک آنها نیستیم
مادمازل گفت بله حیواناتی پانند سگسانان یا گربه سانان و پرنده ها انها را به راحتی دریافت میکنند ولی در مورد موجودات چه میگویی ؟؟یعنی هستند و ما نمیبینیم
گفتم صد در صد
اگر تصویر حرکت وسایل نقلیه را تتند کنی ما قادر به دیدن نیستیم سرعت زیاد انها ما را از دیدن ها محروم میکند ....یعنی موجوداتی در اطراف ما یعنی همین سالن هستند که ما قادر به دیدن انها نیستم به خاطر سرعت بسیارزیادشان در حرکت و دیگر انکه مفهوم زمان دروغی است که ساعت ها میگویند....
مادمازل صورتم را به طرف سینه اش کشید و به سینه اش فشار داد و گفت
خواهش میکنم مرا نترسان . من از کودکی ..
پایان ۲۸
- ۱۰.۴k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط