{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد ...

کاش می شد ...
که کسی می آمد ...
باور تیره ی ما را می شست
و به ما می فهماند ...
دل ما منزل تاریکی نیست
"اخم"بر چهره بسی نازیباست
بهترین واژه
همان"لبخند" است.
که زلبهای همه دور شده ست
کاش می شد
که به انگشت، نخی می بستیم
تا فراموش نگردد
که هنوز
انسانیم
دیدگاه ها (۳)

سکوت..سکوت فقط صحبت نکردن نیست…سکوت فقط آروم بودن نیست…سکوت ...

دلم می خواست از پشت حریر این پنجره ی خاک خوردهمنحنی لبخند تو...

آن روز که تمام پنجره‌هایم را بستم خودم ماندم و دنیایی از تو؛...

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦﺁﺭﺍ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۸ روز بعد، هان از لحظه‌ای که وارد مدر...

داستان عاشقانه جدید

🖤 پارت دهم | رد خونلانا با عجله پشت سر جونگکوک از عمارت بیرو...

وارث سایه ها

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط