{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت اخر

قسمت اخر
گل... گل بدم آقا؟
خنده تمام صورت بردیا را گرفت: نه... برو !
گیسو شیطنت را در چشمان بردیا خواند... برای اذیت کردنش هم شده رفت!
 - إ إ إ رفت !!!
گل بدم خانوم؟.... گل؟.... گل میخری آقا؟
پسر سرش را از پنجره بیرون کرد: به به ... چه گل هایی... چه گل فروشی.... با صاحبشون خریدارم!
خون بردیا به جوش آمد... پیاده شد... به طرف ماشین پسر دوید... ماشین به سرعت حرکت کرد و رفت...
بردیا دست گیسو را گرفت و به زور او را به ماشین برد !
-  چرا رفتی؟
-  خودت گفتی گل نمیخوام!
 - دوست داری اذیت کنی آره؟
گیسو ناراحت شد و سرش را زیر انداخت... بردیا هم چیزی نگفت!
وقتی بردیا دید گیسو نمیخواد سکوتو بشکنه شروع کرد: من دوست علی هستم!
چشم های گیسو گرد شد: چی؟ دوست داداشم؟
-  چرا بهم دروغ گفتی که درس نخوندی؟
-  برای اینکه.... اشک در چشمانش جمع شد..: برای اینکه مثل همیشه بگی برو !
-  من غلط بکنم دیگه چنین چیزی بگم.... خیلی دوستت دارم گیسو....
 - منم همینطور....
-  گل... گل بدم آقا؟.... گل.... برای زنت بخر.... برای این خانوم خوشگله.... گل میخری؟.... برا عشقت....
خنده صورت بردیا و گیسو را پر کرد....
-  آره همشو....
به سمت گیسو برگشت: گیسو.... گل من باش...
دیدگاه ها (۳۲)

سناریو کوک پارت دوم

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

پارت 2

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

سناریو درخواستی هانما

(دلداده) ویو ا/ت از خواب بیدار شدم. به آقا که من رو برده بود...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط