{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتا

وقتی از تنهایی هایم نشد برای کسی چیزی بگویم, با دیوار اتاقم درددل کردم, اما افسوس او هم دوام نیاورد زیر درد دلهایم و فرو ریخت
دیگر از درد دلهایم نخواهم گفت ....
دیدگاه ها (۳)

فکرِ مَنو نکردی؟! بعد از رفتَننِت، چه جوری به همه بگم یه روز...

وقتی "مجازی" دل بستی، "مجازی" وابسته شدی، و "مجازی" عاشق شدی...

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﮐﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭ...

به من گفت؛ خراب.. همان کسی که پاکیم را فروختم به بهای آغوشش....

✦ اولین گناه ✦فصل یازدهم: خونی که روی شن ریخت---یک لحظه سر ب...

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

عاشقانه های شبنم

تو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁵ویو: اتصبح با دل‌درد شدیدی از خو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_88سرشو آروم ماساژ دادم که چش...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط