ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
یونک با عصبانیت از اتاق تارک و بد بو بیرون رفت جین وو با قدم های خودش سمتع ات رفت و جلوس ایستاد
جین وو : اگه کاری که آقا گفتن رو انجام ندی بجای تو پسر خالت این درد رو میکشه یا حتی در تر ... من بدم نمیاد گوشت انسان زنده رو بجوشانم
دخترک تنها با شنیدن اسم بیونگ سو بدنش به شدت لرزید کله آن درد ها را کشید کله آن شلاق خوردن ها را کشید و هر دقیقه بیشتر میترسید که اسم بیونگ زو را بیاره پس باید چیکار میکرد ... بین عشق یا خانواده اش گیر کرده بود
این دیگه چه تقدیری بود عشق یا خانواده ولی نمیتونست به جونکوکش سدمه بزنه تون حتی نمیتونست بهش نه بگه حال باید اون را به مرز کشتن میبرد ......
یونک با عصبانیت از اتاق تارک و بد بو بیرون رفت جین وو با قدم های خودش سمتع ات رفت و جلوس ایستاد
جین وو : اگه کاری که آقا گفتن رو انجام ندی بجای تو پسر خالت این درد رو میکشه یا حتی در تر ... من بدم نمیاد گوشت انسان زنده رو بجوشانم
دخترک تنها با شنیدن اسم بیونگ سو بدنش به شدت لرزید کله آن درد ها را کشید کله آن شلاق خوردن ها را کشید و هر دقیقه بیشتر میترسید که اسم بیونگ زو را بیاره پس باید چیکار میکرد ... بین عشق یا خانواده اش گیر کرده بود
این دیگه چه تقدیری بود عشق یا خانواده ولی نمیتونست به جونکوکش سدمه بزنه تون حتی نمیتونست بهش نه بگه حال باید اون را به مرز کشتن میبرد ......
- ۱۹.۳k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط