سلطنت راز آلود
//سلطنت راز آلود//
ادامه پارت 88
جیمین : بلاخره که گیرت میارم
بعد از این حرف لبخندی روی لبش نقش بست او بعد از سال دوباره اعتماد کرد دوباره لبخند زد و بازم هم شادی زد تجربه کرد بود و دلیل همه این ها معشوقش بود.... معشوقشی که حال با هر نفسش عشق و توجه اش را تمنا میکرد اما با دیدن لکه های خو.ن بزرگ و کوچک روی تخت لبخندش محو شد و جاش را به اخم و ناراحتی داد
تک تک حرف بد و نسبت ها بد رو که به پاک ترین دوشیزه زندگیش زده بود در ذهنش تکرار میشد و حماقت او را بهش یاد آوری میکرد
ادامه پارت 88
جیمین : بلاخره که گیرت میارم
بعد از این حرف لبخندی روی لبش نقش بست او بعد از سال دوباره اعتماد کرد دوباره لبخند زد و بازم هم شادی زد تجربه کرد بود و دلیل همه این ها معشوقش بود.... معشوقشی که حال با هر نفسش عشق و توجه اش را تمنا میکرد اما با دیدن لکه های خو.ن بزرگ و کوچک روی تخت لبخندش محو شد و جاش را به اخم و ناراحتی داد
تک تک حرف بد و نسبت ها بد رو که به پاک ترین دوشیزه زندگیش زده بود در ذهنش تکرار میشد و حماقت او را بهش یاد آوری میکرد
- ۱۲.۹k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط