{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگارسردیست !

روزگارسردیست !

من وتنهایی هایم؛جاده ای مُرده ازنبودقدمهایت !

تمنا می کنم،

اغوشی را که نیست وخیالی ازشانه های چسبیده به شانه ام؛

دستانی گره خورده و گامهایی که عاشقانه های پاییزی جاده هارا تا بینهایت گَس می کند !

تمنا می کنم بودنت را...!
دیدگاه ها (۵)

وقتی بزرگ شدیم وتنهایی راتجربه کردیم .....تازه فهمیدیم چوپان...

دست به صورتم نزن! میترسم بیفتد... نقاب خندانی که برچهره دارم...

‌دل که تنگ است کجابایدرفت؟به درودشت ودمنیابه باغ وگل وگلزارو...

دلم پاییز میخواهد..!ترجیحا مهرماه…باران هم ببارد…وتنهایی…دلم...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

### 🖤 پارت ۳: خشم سه پادشاهتهیونگ به سمت ماشینش رفت، مشت‌های...

نامه عاشقانه ( به هلندی : De liefdesbrief ) یک نقاشی ژانر قر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

سریال غم های ما

نمیبخشمت p.22

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط