{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I can be myself with him

I can be myself with him
Part⁴⁰

صدای تیک‌تاک ساعت،از خواب بیدارم کرد..چشمام رو اروم باز کردم..اتاقم به هم ریخته بود..لباسم چروک شده بود..اما ذهنم از همه ی اینا بدتر بود
اتفاقات امروز رو یادم نمیومد..فقط خاطراتم دوره میشد..همون اتفاق لعنتی!
کمی سرم رو تکون دادم تا مغزم ازاد بشه..بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم..اب سرد رو باز کردم و صورتمو شستم
از دستشویی اومدم بیرون..یه اهنگ پلی کردم و شروع کردم به تمیز کردن اتاقم
میخواستم خودم رو سرگرم کنم..ولی گاهی فکر میکردم که چرا سعی میکنم خودمو گول بزنم؟
بعد از تمیزکردن اتاقم،یه میان‌وعده برای خودم درست کردم و توی یخچال گذاشتم
وارد حمام شدم..دوش اب رو باز کردم تا وان پر بشه..خیلی زود بخار همه جا رو گرفت..لباسمو داخل ماشین لباسشویی انداختم و توی وان نشستم..سرمو با لبه ی وان تکیه دادم..چشمام رو بستم و گذاشتم یکم مغزم استراحت کنه
وقتی چشمام رو باز کردم،حالم بهتر شد..خودمو شستم و حولم رو پیچیدم دورم.. دور موهام رو با یه حوله ی دیگه بستم
دمپایی هامو پا کردم..وارد اتاقم شدم..یه ماسک برداشتم و زدم به صورتم
میان‌وعده‌ام رو از توی یخچال در اوردم..روی کاناپه نشستم و تلویزیون رو روشن کردم..یه فیلم گذاشتم و همراه با خوراکیم میدیدم
فیلم حدود ۵۰دقیقه بود..بعد از تموم شدنش،ظرف رو توی سینک گذاشتم و لباسمو عوض کردم
پشت میز تحریرم نشستم..آیپدم رو روشن کردم و جلوی صورتم تنظیم کردم
چنددقیقه منتظر موندم تا بالاخره تماس تصویری برقرار شد..چهره ی روانشناسم،خانم شین،نمایان شد..اون زنی ۳۰ ساله بود و ۱۰ سال سابقه کار داشت
با خوشرویی سلام کرد:

خانم شین:خب نیلسو..بیا درمورد امروز باهم حرف بزنیم

تمام اتفاقات رو براش توضیح دادم..با دقت گوش میداد و یادداشت میکرد

خانم شین:نیلسو..نظرت چیه یه قانونی بزاریم؟

مثل بچه هایی که بهشون ابنبات میدن گفتم:

-چی؟
خانم شین:هروقت عصبی شدی،۵بار نفس عمیق بکش.. اگر اب داشتی بنوش.. و اگر تونستی مشکلاتت رو به فردی به جز من بگو..به کسی که درکت کنه..مورد اخر پیشنهادیه و اجباری نیست
-چشم

کمی باهم صحبت کردیم..و در آخر گفت:

خانم شین:و دیگه از قرصات استفاده نکن..چیزی شد به خودم بگو..خدانگهدار
-خداحافظ

چرا از قرصام استفاده نکنم؟اوففف بدترین خبر عمرم بود
ساعت ۶:۰۶ رو نشون میداد
یکم درس خوندم..کمی تست حل کردم..و در آخر امتحان آنلاین رو دادم
ایپدم رو جمع کردم
یک ساعت گذشته بود..موهام رو گوجه بستم و پشت میز آرایشم نشستم
ژل ابرو..
سایه ی چشم لایت...
پرایمر...
کرمپودر...
کانتور...
رژگونه...
کانسیلر...
شاین...
پودر فیکس...
ریمل زیااااد...
خط لب...
رژ لب قرمز...

تمام!
لباسمو پوشیدم..موهام رو باز گذاشتم..دوتا سوسکی جدا کردم و بقیه رو به عقب هدایت کردم..با تافت فیکسشون کردم تا جلوی صورتم نیان
اکسسوری هامو انداختم..کیفمو برداشتم و کفشامو پا کردم..همون موقع تهیونگ زنگم زد:

+میای پایین مادمازل؟
-اومدممممم

*ادامه دارد...
تروخداااا نظرتون رو بگید😭
[اسلاید دو:لباس نیلسو برای مهمونی]
دیدگاه ها (۲۱)

I can be myself with himPart⁴¹دستگیره ی در رو گرفتمای وای!یا...

I can be myself with himPart³⁹سوهو اومد جلوی میزمکتابام رو ا...

I can be myself with himPart³⁸بلند شدم..لیا از روی زمین بلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط