{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایی... دیوار... قهوه ای سررفته از حوصله ام... اتاقی که

تنهایی... دیوار... قهوه ای سررفته از حوصله ام... اتاقی که چهارتاق باز... روی من خوابیده... چشم هایی که از ساعت کار افتاده ترند... و شانه های تو که زیر بار باران نمی روند... باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم... و این یعنی تنهایی..

♡
دیدگاه ها (۳)

به پندار تو :جهانم زیباست...جامه ام دیباست...دیده ام بیناست....

درک کردم تنهایی فقط این نیست ک بی یارو یاور باشی...عمق تنهای...

؟____اومدم یه ذره با خودم تنها باشم....____؟؟___خیلی وقت است...

ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩﺩﺭ ﭘﺴﯿﻨﮕﺎﻩ ﺧﯿﺎﻟﺖﮔﯿﺴﻮﯾﺖ ﺭﺍﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻛﻮﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺳﭙﺮﺩﯼ...

مادرم نیست

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

پارت هجدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط