{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک غزل از حافظ اینک باز از بَر میکنم

یک غزل از حافظ اینک باز از بَر میکنم
خستگی های دلم را بی تو من در میکنم
مینشینم روبه روی پنجره چشم انتظار
با مرورِ خاطرات ِخوبمان سر میکنم
میکِشَم عکسِ تو را در دفترِ فکرم کنون
در خیالاتم تو را یک لحظه باور میکنم
می نشیند چشمِ من در مَنظرِ چشمانِ تو
دستِ خود را پیشِ تو آغوشِ مادر میکنم
حسِ بودن با تو هست، تکرارِ خوبِ لحظه ها
لحظه های خوبمان را با تو من زر میکنم
وقتِ رفتن گشته است این را تو میگویی به من
پُشتِ پایت را به اشکِ دیده ام تر میکنم
میرَوی و عطرِ تو آکندَه است در خانه ام
شعرِ خود را با وِداعَت رو به آخر میکنم
دیدگاه ها (۳)

‍ «به یادت شبی دل به دریا زدم به دشت نگاه تو مأوا زدم»زدنیا ...

بازهم امدم اینجا بازهم یاد تو بازهم یادتو یادت بماند پایــیز...

خدا کند که بیایی دعای تنهاییستبیا که روی تو مشکل گشای تنهایی...

گم گشته ی این شهر و دیارم تو کجایی؟ آرامی دل جز تو ندارم... ...

@taninراز عاشق گشتنم چشم غزل خیز شماستمنبع الهام من، لبهای گ...

متن آهنگ پرواز از میلاد صالح

ثانیه ها نوشته هایم را به دستت می‌رساند، زیبای من اشک ها اما...

پیش پایت همین دو ساعت قبل...

درخیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از خ...

ای تکیه‌گاه و پناهِزیباترین لحظه‌هایِپر عصمت و پر شکوهِتنهای...

امشب ماه آسمان گرفته است ،ماه من از چه پرده سیاه را کشیده ا...

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط