{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I Fell in Love with My Little Secretary

I Fell in Love with My Little Secretary

Part 16

🔻 عمارت پدری – سونجی

سونجی با صورت خیس از اشک وارد خونه پدرش شد. برگه درخواست طلاق توی دستش مچاله شده بود.
پدر (با عصبانیت): «باز چی شده سونجی؟»
سونجی (با صدای لرزون): «دیگه نمی‌خوام… نمی‌خوام کنار یونگی باشم… اون مرد تموم شده برام.»

همون لحظه گوشی‌شو برداشت و با دستای لرزون شماره گرفت.
سونجی: «شیلان… من آماده‌م. می‌خوام طلاق بگیرم. می‌خوام با تو باشم.»

🔻 عمارت یونگی – شب

ات روی تخت نشسته بود، دستاشو توی هم گره زده بود. هنوز ذهنش توی بوسه عصر بود. قلبش تند می‌زد.
یونگی وارد شد، در رو بست، تکیه داد بهش. نگاه سنگینی انداخت سمت ات.

ات (با صدای آروم): «چرا… چرا این کارو کردی؟ جلوی سونجی…»
یونگی (با خنده سرد): «چون دیگه برام مهم نیست. چیزی که می‌خوام فقط تویی.»

یونگی به سمتش رفت، دستاشو دو طرف صورت ات گذاشت.
ات نفسش بند اومده بود. عقب کشید: «نه… یونگی… ما… ما نباید…»
یونگی (زمزمه، نزدیک گوشش): «خفه شو کوچولو… از وقتی باهات ازدواج کردم میخواستم فقط چون میترسیدی اما حالا...حالا دیگه نمیتونم .»

لب‌هاشو محکم روی لب‌های ات گذاشت، خشن‌تر از همیشه. ات نفسش رو با هجوم کشید، سعی کرد عقب بکشه اما یونگی دستاشو قفل کرد.

ات (با نفس‌بریده): «یونگی… خواهش می‌کنم…میدونی هنوز اماده سـ*کـ*س با تو رو ندارم »
یونگی (با صدای گرفته): «دیگه نمی‌ذارم فرار کنی. تو فقط مال منی.»

چراغ اتاق خاموش شد. فقط سایه‌ها روی دیوار افتاده بودن. صدای نفس‌های تند ات و زمزمه‌های خشن یونگی پر شد توی فضا.
لباس‌ها یکی‌یکی روی زمین افتاد. تخت با هر حرکت لرزید.

ات (با صدای لرزون و خجالت‌زده): «یونگی… ت...اه تمومش کن!(جیغ)»
یونگی (خشن ): «تحمل کن… بهش عادت می‌کنی… تو خیلی وقته همسر منی .»
یونگی آروم داخل ات شد ات جیغ زد و ملافه ها رو چنگ زد یونگی بعد از چند ثانیه شروع به حرکت داخل ات شد و خشن انجام میداد...
(باقیش با زهن مریضتون 😑😂🦦)
دیدگاه ها (۲۳)

I Fell in Love with My Little SecretaryPart 17نور صبح از لای...

---I Fell in Love with My Little SecretaryPart 19 (Final)شش ...

I Fell in Love with My Little SecretaryPart 15🔻 آشپزخونه – ظ...

I Fell in Love with My Little SecretaryPart 14🔻 شب – اتاق کا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹² ات تازه بهوش اومد ج...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: والا منم نمی خ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ یونگی : باشه عزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط