{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب هر کاری کردم خوابم نبرد رفتم کنار پنجره به آسمون نگ

دیشب هر کاری کردم خوابم نبرد رفتم کنار پنجره به آسمون نگاه کردم به تمام ستاره های بزرگ و پر نور که توجه هر زمینی رو توی اولین نگاه به خودشون جذب می کنن . به تک تکشون نگاه می کردم تا اینکه یا خسته بشم و برم سراغ یکی دیگه یا اینکه بهم چشمک بزنن اون موقع من هم خوشحال می شدم و جواب چشمکشون رو تو یه چشم به هم زدن می دادم .

خوشحال بودم ٬ نگاهشون می کردم ٬ می دیدمشون ٬ خواب رو فراموش کرده بودم ٬ بازیم گرفته بود....
دیدگاه ها (۲)

سفید و سیاه🤍🖤پارت ششم⚡️# قسمت ۶: «دیشب» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆      ۲ پارتچند دقیقه بود که ه...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط