توروخدا اقای کیم...التماستون میکنم...دوسال واسه تنبیه یه

توروخدا اقای کیم...التماستون میکنم...دوسال واسه تنبیه یه نفر کافیه...من اصلا خودمو قاطیه کارای پدرم نمیکردم...من زندگیم تازه داشت خوب میشد...با جون کندن پزشکی قبول شدم...داشتگ درس میخوندم...توروخدا دوباره زندگیمو بهم برگردونین
+فکر میکنی اسونه؟
سرمو بالا اوردم و نگاهش کردم...زل زده بود توچشمام...تو دلم یه جوری شد
_ی...یعنی چی؟
همونطور که زل زده بود تو چشمام با صدای ارومی گفت:
+گفتنش اسونه رائل...
مات مونده بودم و نگاهش میکردم...
_منظورتونو نمیفهمم اقای کیم..
روی کاناپه ولو شد و بازوشو گذاشت رو چشماش
+برو به کارت برس
اشکامو با استینم پاک کردم و رفتم سمت در...باصداش سرجام وایسادم
+شاید اگه اینقد از من متنفر نباشی زندگی اینجا واست اسونتر باشه...
پوزخند زدم
_من تا اخرین ثانیه عمرم میخوام بدون هیچ محبتی تو دلم اینجا زندگی کنم..‌
دستمو بردم سمت در
+درضمن به دکتر چا گفتم فردا بیاد زخمتو ببینه
_نیاز ندارم
سریع اومدم بیرون و درو محکم بهم کوبیدم...
همه دم در اشپزخونه وایساده بودن و با چشمای گرد شده نگام میکردن
اونکه نمیذاشت از این خراب شده برم...پس نیازی نبود بهش احترام بزارم..از این به بعد منم مثل خودش بد رفتاری میکنم تا خودش منو بفرسته برم.
#صدای_تو
#p5
دیدگاه ها (۸)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_92سریع به سمتم اومد مچمو چنگ...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ تهیونگ...کارو ب...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

چند پارتی (درخواستی)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:10-تهیونگ! تهیونگ بیدار شو!با صدای جونگ...

مهمونی خطرناکپارت=27ویو اتباورم نمیشد بابام بالاخره قبول کرد...

🖤 مافیای منقسمت دهم | پشت پردهات هنوز به عکس خیره شده بود.— ...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط