توبه من خندیدی و نمی دانستی
توبه من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی و هنوز،
سال ها هست که در گوش من آرام،آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی و هنوز،
سال ها هست که در گوش من آرام،آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت
- ۱.۳k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط