{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عادت کرده ام.....

عادت کرده ام.....
تنها توی کافه ای بشینم....
ازپشت پنجره ها آدم ها راببینم..
قهوه ای تلخ بنوشم..
وتا خانه...پیاده با نبودنت راه بروم

وسیگارم را دود کنم!
دیدگاه ها (۳۴)

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

Crown~P36شش روز از استخدام شدن دیار توی شرکت هارلن و میلر و ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 2دروازه‌های سرزمین سایه از دور د...

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

فیک

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط