{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خدا پنهان نبود از تو چه پنهان

از خدا پنهان نبود از تو چه پنهان
یکی بود که بی دلیل بود
بی هوا دوستت داشت
که نگاهش بعد از خدا
تنها تو را می دید ...
در یــــادت بماند !
با خنده هایت گل از گلش می شگفت
با بغض هایت گریه می کرد
که هر روز با دعای خیر راهی ات می کرد
هر شب خستگی هایت را شانه بود
در یـــادت بماند ! تو یک "من" داشتی
که همه جوره به پایِ دوست داشتنت می نشست
که می رنجید اما عاشق تر میشد
که خسته می شود اما کم نمی آورد
تمامی ِ اینها را هم نخواستی به یادت بیاوری
تنها این را بدان و به یادت بسپار
توبرایِ من دنیایی بود
که با تو هراسی نداشت از ماندن
اما تو ...
تنها مسافری بودی، آمده بودی تا نفسی تازه کنی
مرد راه عشق نبودی ...
اصلا تو _ تو ماندنی نبـــودی ... !
دیدگاه ها (۶)

وای چقدر کار دارم ... چقدر خدایا کار سرم ریخته .... بعد از ر...

مهدیس عزیزم خواهرزادم امسال کلاس اول دبستانه اولین روز مدرسه...

اجازه هست منم آرزو کنم؟؟دو کلام حرف دارم از ته دلمخدایاآرزو ...

ما ک عشق کسے نیسیم ؤلےدونفره اے ها...هواتوڹ اومد..پیشاپیش ف...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط