{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز دلم برای"داشتنت"

امروز دلم برای"داشتنت"
پرکه نه..........
پرپرمیزند..
برای"بودنت.."
برای"آغوشت.."
اینکه
سرم رابگذارم روی شانه ات..
بعدببینی که چه طور
باهمین شانه ات آرام می شوم.
امروزدلم خیلی تورامیخواااااااااهد.
خیلی
دیدگاه ها (۱)

دلم واسه تویی تنگ شده، که هیچ وقت نمی تونی بفهمی چه اندازه د...

نگران من نباش،چشم های وحشـــی ام راهیچ نگاه هرزه ای نــمی تو...

به لب های ساده ات بیامــــوز... لب های وحشی هر هرزه ای لای...

دلم این روزا کسی رومیخاد که……وقتی بهش میگم خداحافظ نگه بای ب...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط