{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجز

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند .
این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...
روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است .
به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد !
مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود !
وقتی سوار کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟
ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم !
دیدگاه ها (۶۱)

منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم مقصرش دلتنگیه ، من که ...

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت...

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگت...

سلام گل قشنگم ، آسمون یه رنگم کاش بدونی عزیزم ، چقدر برات د...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

p10

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

dark life = 12

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

پارت ۵۶ آریانا هنوز نمی‌توانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط