{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟
که دردم را نمی بینی و نامم را نمی خوانی
تمام نیمه شب ها را به یادت صبح می کردم
تو از احوال یک رنجور دل خسته چه می دانی؟
به جان آمد دلم از غم، نمی خندم دگر، اما
تحمل می کنم غم را شبیه پیر کنعانی
"مرا عهدی ست با #جانان که تا جان در بدن دارم..."
بگو با من مگر دیوان حافظ را نمی خوانی؟
امید وصل بود در من "...ولی افتاد مشکل ها"
دلم خون شد از این ایام رنج و نا به سامانی
من از این بیشتر با تو نمی گویم سخن از عشق
"هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی"

#باران است دیگر👉
دیدگاه ها (۱۲)

الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟که دردم را نمی بین...

#الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟.که دردم را نمی ب...

.الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می‌خواهی؟که دردم را نمی‌بی...

الا یاایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟که دردم را نمی بینی...

الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟که دردم را نمی بین...

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانیصدای غربت من را ز اح...

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانیصدای غربت من را ز اح...

دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانیصدای غربت من را ز اح...

دلم تنگ و، نمی آیی ! ، چرایش را نمی دانمو این شعر غم افزا را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط