{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگـَـــرد..

برگـَـــرد..

یادتـــــ ــ ـ را جا گذاشتــــ ـــ ـی..

نمی خواهم عُــمری به این امید باشَـــ ـــ ـم

که برای بُردنَش بر می گردی ..
دیدگاه ها (۱)

چرا گریه میکنی؟...ببینم دستاتو چی قایم کردی؟!بازکه تودفترمنو...

هرگز نمی بخشم…کسی را که وسط خنده هایم وقتی به یادش می افتم ،...

بی حس شده ام از درد !از بغــض !فقط گاهـی خـط ِ اشکی… میسـوزا...

همیشه بهم میگفت:زندگیمی . . .وقتی رفت بهش گفتم: مگه من زندگی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

✈️ چند روز بیشترپارت ۳ لیا با گریه گفت:ـ من نمی‌خوام برم.نام...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

پارت ۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.سوفیا بود.ـ ...

برای امروزچیزی جز خیر نمی‌خواهم...نه برای خودمنه برای شمانه ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۵چند ساعت بعد، هر دو روی زمین نشسته بو...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وسوم 𓆪ات با تعجب به جیمین نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط