{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با صدای رعد و برق با هراس از خواب پریدم.

با صدای رعد و برق با هراس از خواب پریدم.

انگشتانم به سمت دیگر تخت لغزید و زمزمه کردم:

– سیاوش؟خالی بود، باز هم نبود و قلبم با حسی آمیخته به ترس و غم تندتر تپید.

در سفید رنگ اتاق خواب به آرامی باز شد. انتظار ورود سیاوش را می‌کشیدم اما با دیدن چهره‌ٔ خواب آلود هستی فریادی که داشت ذره ذره راه گلویم را طی می‌کرد؛ بلعیدم.

چشمان رنگینی را که از پدرش به ارث برده بود با مشت‌های کوچکش فشرد و با صدای آرامی گفت: مامان می‌ترسم تنها بخوابم‌، بیام پیش شما؟

به روی تخت نیم خیز شدم و دست‌هایم را گشودم.بیا عزیزدلم.

گیسوان مواج و خرمایی رنگش را که سیاوش عاشقشان بود به عقب راند و تن کوچکش را میان آغوشم رها کرد.

دراز کشیدم و تن کوچک هستی را بیشتر به خود فشردم. چانه‌ام را به سرش تکیه دادم و چشمه‌ی اشکم جوشید.

با شنیدن صدای نفس‌های آرام دخترم که خبر از در خواب رفتنش می‌داد؛ به صدای آهسته‌ی گریه‌ام اجازه‌ی بلندتر شدن دادم.

دلم انگار در کوره‌ای از آتش می‌سوخت و نفسم از هق هق در نمی‌آمد.
https://www.1roman.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%b7%d9%84%d9%82/
دیدگاه ها (۱)

داستان در مورد دختر شهرستانی هست که یکی از بزرگ‌ترین آرزوهاش...

رمان در مورد یه دخترِ بد، بدِ، بدِ، دیگه. از نظر اخلاق و رفت...

درمورد دختری به نام آرزو هست که با دوستش به دنبال کار میگرده...

مامان‌هم بدونه جواب دادن ایفون دروباز کردو بامروارید اومدن ت...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:7نور صبحگاهی به آرامی از پش...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --¹ــ صدامو می شنوی ؟ موهات شبیه کیک خامه‌ای صورتی ش...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

......پارت هفتم......

p16

پارت ۷۵

چند پارتی جونگ کوک

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۸ویو لیاـدرِ خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط