{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستانت حکایت زندگیست

دستانت حکایت زندگیست
حکایت لحظهای ناب و بی برگشت
حکایت غرق شدن درآغوش گرم یار
حکایت عاشقانهای یواشکی من وتو
حکایت بوسهای بعدازظهر تابستون
حکایت زندگی حکایت من و تو
دیدگاه ها (۴)

برای تو

برای تو

..

..

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

بابایی من

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

دستانت حکایت زندگیستحکایت لحظهای ناب و بی برگشتحکایت غرق شدن...

دستهای توحکایت زندگیستحکایت لحظهای ناب بی بازگشتحکایت غرق شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط